خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





    چرا اينطوريه ؟ خدايا ببخشم هر گناهي كردم پشت سرهم دارم ناكار ميشم

    ديروز دم ظهر نشستم واسه دخي كفتريم يه ني خوشگل بدرستم رفتم بالا پشت بوم يه چوب اوردم مستطيلي بوده يعني گرد نبوده برا همين نشستم بااجازتون اينو با كاتر هي تراشيدم و بعدشم سمباده شروع كردم بزنم كه صاف بشه پا دخيمو نزنه زخم نكنه بعد داشتم با سرعت ورقه سمباده رو بهش ميزدم كه هي مرتب خرده چوب توي دستم رفت و هي دراوردم و ادامه دادم تا اينكه يهو يه تيكه بزرگ چوب تا تههههه رفت توي انگشتم اصن يه وضي .اصن نامرد خيلي بزرگ بود و ضخيم

    ديگه يه ذره مونده بود كه به خدا از اونور انگشتم بزنه بيرونبعدش بلند گفتم آخخخخخخخخخخ. خواهرم گفت چت شد باز گفتم چوب رفت تو دستم اومد ببينه، كه ته چوب رو از دستم گرفت هي ميكشيدم اصن تموم نميشد بعد خواهرم هي ميگفت چقد رفته اخه تو دستت چرا تموم نميشه بعد ديگه داشت گريم ميگرفت كه چقده مگه اين چوبه؟!!! درد داش خيلي كشيدنش

    بعد خواهرم گفت خب يعني چي هي اينكارا رو ميكني همش داري يه بلايي سر خودت مياري كلي دعوام كرد و دلشم از يه طرف واسم سوخيد

    مامانم از اشپزخونه گفت چي شد؟بعد خواهرم گفت هيچي يه چوب بزرگ رفت تو دستش ولي درآوردش.

    بعد مامانم همچين مستقيم گفت تا چشت دربياد بهت ميگم اينقد از اينكارا نكن بازم ميكنياز بچگي كارت همينه.هي گفتم بزرگ ميشه خوب ميشه هي بدتر شدي دست بردار از اينكارات منم اينطوري داشتم گوش ميكردم.حالا خوبه نگفت ترشيدي و هنوزم داري اينكارا رو ميكني تازه رحم كردن اينو بهم نميگن

    به خواهرم ميگم بلانسبت من زخمي شدم الان اينطوري دلداريم ميديد خواهرم گفت خب چقد ديگه .ادم شو . حرف گوش كن رسما من كشته مرده اين همه دلسوزي شدم

    اين عسك زخمولي شدنم.دلتون برام بشوژه. اينخده خون اومد بعدش هي دستم تير ميكشيد شانس اوردم عصب دستمو نزد داغون كنهچوبه رو اوردم رو ميزم گذاشتم بچسبونم به دفتر خاطراتم تا درسي باشه براي آيندگان، نيدونم كجا افتاده

     

    تازه دو ساعت قبلشم كسي خبر نداشت كه ميخواستم برم از اتاق خواهرم يه تيكه فيبر داشت توي كمدش گذاشته بود بردارم واسه ته قفس ،كه اصن يادم نبود تلويزيون توي حال طبقه پائين رو گذاشته بود توي اتاقش رو زمين بود.بعد من با ضرب دويدم توي اتاقش همچين با شدتتتتتتتتتتتتت خوردم توي تلويزيون.بعد تاريك بود مهتابي رو هم زدما همينطور كه ميدويدم ولي خب مهتابي ديديد كه دير روشن ميشه تا اين روشن بشه من داغون شدم بعد گفتم واي ننههههههههههههههه اين چي بودددددددددد ديگه عين كانگورو از درد هوا ميپريدم ديگه بعد همونجا نشستم گريه كردم خيلي درد گرفت پام قد يه بادمجون سياه شد زانوم.دقيقا از زانو هم خوردم توش

    بعد شب كه به خواهرم گفتم، بدتر از دستم عصباني شدن همه

    بعد امشبم داشتم با دوستم حرف ميزدم توي تلگرام كه شام همبرگر خورده بودم از اين همبرگر آزما هس ووووي چقد خوشمزه س بعد هي تشنم ميشد بعد رفتم اب بخورم و بيام كه از اونجا كه توي كاسه رويي يا استيل خيلي اب دوس دارم بخورم ديدم يه كاسه رو اوپن هس رفتم بردارم اينم در حال دويدن بودم كه كاسه خورد به شيشه ابليمو بعد اين شيشه خورد دقيقا به لب اوپن خورد خاكشير شد بعد مامانم توي حال يهويي برگشت گفت چي بوددددددددددددددددددددد خواهرم گفت هيچي اين شيشه رو منفجر كرد

    واي ننه خو چيكار كنم به خدا اصن خودم نفهميدم چي شد!يعني چي آخه!

    بعدش حالا نميتونستم تكون بخورم يواش يواش رفت دم پائي پا كردم و جاروبرقي رو روشن كردم دقيقا سر برنامه مديري بود كه مهمون اورده بود مامانم داشت گوش ميكرد بعد اينقدم از صداجاروبرقي صداي تلويزوين رو بلند كرد كه نگو.فك كنم ميخواس پاشه منو نصف كنه

    بعد ديگه سلامتي الان صدتا ايه الكرسي نذر كردم دارم ميخونم.الهي العفووووووووووو بازم با همين شدتتتتتتتتتتتتت الهي العفوووووووووووووووووووو

    اگه منهدم نشدم بازم ميام آپ ميكنم حرف زياد دارما ولي گناهم برم استراحت كنم له و لوردم.التماس دعا يا علي

     


    این مطلب تا کنون 6 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : خواهرم ,كردم ,ديگه ,دستم ,گفتم ,بخورم ,

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده